4899 مورد در 0.02 ثانیه یافت شد.

ديوان شمس

  • مي فروشد او به جاني بوسه اي
    رو بخر کان رايگان است رايگان
  • در عشق اگر اميني اي بس بتان چيني
    هم رايگان ببيني هم رايگان بيابي
  • ديوان ناصر خسرو

  • يکي رايگان حجتي گفت، بشنو
    ز حجت مراين حجت رايگان را
  • اين را نستانم به رايگان من
    زيرا که جهان رايگان گران است
  • ديوان انوري

  • گفتم آخر شايگان خوش به از وجدان بد
    في المثل چون حادثاتي از وراي حادثات
  • جوهر الذات عطار

  • سکون کرد و ز ذات کل عيان شد
    پس آنگه لايق هر شايگان شد
  • ويس و رامين

  • کجا رامين که با تو مهربان گشت
    به چشمت خاک راه شايگان گشت
  • به مرو شايگان مژده درافتاد
    که آمد شاه موبد با دل شاد
  • به يک هفته به مرو شايگان شد
    ز غم خسته دل و خسته روان شد
  • عماري دار چون باد روان شد
    به سه هفته به مرو شايگان شد
  • چنان تير که بودش راه پرتاب
    ز مرو شايگان تا مرز گوراب
  • سزد گر سنگدل خوانمت و دشمن
    که راه شايگان بخشايي از من
  • ديوان فرخي سيستاني

  • ز بس توده زر که در کاخ او
    بهر کنج گنجي بود شايگان
  • ديوان عرفي شيرازي

  • بکام قافيه سنجان ز لذت سخنم
    سزد که قافيه شايگان شود شيرين
  • ديوان امير خسرو

  • افسوس که شاديي نديدم
    وين عمر عزيز رايگان شد
  • ديوان اوحدي مراغي

  • من آن خاکسارم، که گر برگذاري
    بيفتم، کسم رايگان برنگيرد
  • بر سر کوي سبکباران عشق
    از گراني رايگان افتاده اي
  • ديوان انوري

  • انوري گر حريف نرد اين است
    ندبت رايگان بخواهد برد
  • بخرش پيش از آنکه بشناسيش
    وانگهت رايگان گران باشد
  • آب دندان حريفي آوردي
    کوش تا رايگان تواني جست
  • شاهنامه فردوسي

  • شب تيره از دست پرمايگان
    بشد نامداران چنين رايگان
  • به نام بزرگان و آزادگان
    کزيشان جهان يافتي رايگان
  • که گوري فروشد به بازارگان
    بديشان دهند اين همه رايگان
  • بخفتند ترکان و پر مايگان
    جهان شد جهانجويي را رايگان
  • نه اين باشد آيين پرمايگان
    همي تن بکشتن دهي رايگان