374 مورد در 0.00 ثانیه یافت شد.

ديوان خاقاني

  • چون در اين ميدان به دست کس عنان عمر نيست
    بر رکاب باده عمر رايگان افشانده اند
  • داده ام صد جان بهاي گوهري در من يزيد
    ور دو عالم داده ام هم رايگان آورده ام
  • ملک ابد را رايگان مخلص بر او کرد آسمان
    ملکي ز مقطع کم زيان وز عدل مبدا داشته
  • ديوان سعدي

  • سر جانان ندارد هر که او را خوف جان باشد
    به جان گر صحبت جانان برآيد رايگان باشد
  • ديوان سلمان ساوجي

  • تا کي چو شمع سوخته را مي کشي به دم؟
    کو با تو در ميان سروجان رايگان نهاد
  • رايگان، چون سر و زر در قدمش، مي بازم
    سر چرا بر من شوريده، گران مي دارد؟
  • ديوان صائب

  • جان و دل را رايگان آن دشمن جان برنداشت
    دين و ايمان را به هيچ آن نامسلمان برنداشت
  • ديوان عطار

  • روز و شب مشغول کار و بار دنيا مانده اي
    دين به سرباري دنيا رايگان مي بايدت
  • ديوان قاآني

  • ور کسي نامت کند بر در هم و دينار نقش
    درهم و دينار راکس مي نگيرد رايگان
  • نه اين زلفت همان شيطان که خصمي داشت با ايمان
    چه شد کادم صفت زينسان به خويشش رايگان کردي
  • ديوان محتشم کاشاني

  • گر نه اجل را يکي داشته بودي به کار
    جود تو دادي به خلق عمر ابد رايگان
  • ديوان فيض کاشاني

  • دادي بمن جان رايگان گفتي بمن ده باز آن
    جان ميدهم تا زنده ام الملک لک و الحمد لک
  • ديوان شمس

  • کو ميوه ها را دايگان کو شهد و شکر رايگان
    خشک است از شير روان هر شيردان هر شيردان
  • گويم که گنجي شايگان گويد بلي ني رايگان
    جان خواهم وانگه چه جان گويم سبک کن بار من
  • درده بي دريغ از آن شيره و شير رايگان
    شير و نبيد خلد را نيست حدي و غايتي
  • ديوان وحشي بافقي

  • به بازار سياست قهر او چون محتسب گردد
    بلا ارزان شود نرخ سر و جان رايگان باشد
  • ديوان هاتف اصفهاني

  • از کف خود رايگان دامن امن و امان
    داده و بنهاده ام ره سوي خوف و خطر
  • کشکول شيخ بهايي

  • ... اوگران تمام گشته، رايگان در اختيارت نهد. ...
  • تذکرة الاوليا عطار

  • ... اکنون کسي آمد که به رايگان با من تا به لب صراط مي برد». ...
  • کشکول شيخ بهايي

  • ... درهمي بود، چقدرش رايگان به تو رسد؟ ...
  • تذکرة الاوليا عطار

  • ... گاه چنين خوابت را رايگان نگويند، چون ما نبوديم اصلا، مارا چون ...
  • کليله و دمنه

  • ... بها که خريده شود رايگان نمايد. ...
  • تذکرة الاوليا عطار

  • ... که درويشي را به رايگان خريده اي ». گفت: «اي ابراهيم!درويشي را ...
  • ... عمري طمع داشتيم، رايگان در کنار اين جوان نهادند که از شکمش بوي ...