شماره ٢٨٥: عالم بدن است وعشق جان است

عالم بدن است وعشق جان است
جان است که در بدن روان است
عشق است که عاشق است و معشوق
عشق است که عين اين وآن است
عشق است که نور ديده ماست
چون نور به چشم ما عيان است
عشق است که زنده دل از آنيم
عشق است که جان جاودان است
عاشق چو غلام وعشق سلطان
عشق است که شاه عاشقان است
بنشسته به تخت دل چو شاهي
عشق است که پادشه نشان است
عشق است که عقل بنده اوست
عشق است که سيد زمان است